پایان خونین دوئل عشقی دو رقیب:پژمان میخواست المیرا را از دست من در بیاورد؛خواستم درسی به او بدهم که به ناموسم نگاه نکند
🔸صدای سکوت:امید مدت ها بود به مقابل مدرسه میآمد و مهسا را تا خانهاش بدرقه میکرد. دو سه باری به او ابراز علاقه کرده بود اما مهسا جوابی نداده بود.…