🔸صدای سکوت: ایلیا را که کُشت؟ قاتل اصلی هنوز آزاد است!

سید محمد محمدی پژوهشگر علوم اجتماعی اعدام یک مجرم، پایان یک پرونده نیست؛ آغاز فصلی تازه از تراژدی‌ای است که هر روز در کوچه‌ها و خانه‌ها تکرار می‌شود. داستان ایلیا زادحسین، آینه‌ای است برابر جامعه‌ای که مدعی حکمرانی علوی است اما در عمل، بارها از کنار فاجعه گذشته است.ایلیا نه­ ساله بود. هنوز فرق بین ترس شب و تاریکی اتاق را نمی‌دانست. هنوز باور داشت که آدم‌بزرگ‌ها همان قهرمان‌هایی هستند که باید از او محافظت کنند. اما یک شب، تاریکی نه از آسمان، که از دل یک انسان برخاست؛ دست‌هایش بوی مرگ می‌داد و چشم‌هایش پر از گرسنگیِ وحشی بود.صبح روز بعد و روزهای بعدتر، خبر همه‌جا پیچید: «دستگیری، محاکمه ……. و احتمالاً اعدام …. شاید در ملأعام!».و اما چند صباحی دیرتر، همه چیز انگار تمام شد. مدیران و مسئولان اجرایی به جلسات بعدی می­روند! ائمه جمعه و پدران معنوی جامعه؛ خطبه­های هفتگی و منابر وعظشان را آماده و تمرین مشق می­کنند! سیاستمداران به سفرهای کاری‌شان برخواهند گشت. نظامی و عدلیه سراغ پرونده­های تازه خواهند رفت. گروه­های به اصطلاح مرجع، نخبگان، سلبریتی‌ها و الیت ها؛ به موضوعات روز و تازه پرداخته و عکس­های تازه‌ای می­گذارند! جامعه خبری به سوژه­های جنجالی جدیدی روی آورده­اند! …. و گویی ما مردم دوباره در هیاهوی زندگی غرق شده­ایم!.اما مگر خون ایلیا با یک حکم ولو آنکه اعدام در ملأعام باشد؛ شسته می‌شود؟ مگر نه اینکه مولای ما در خطبه ۲۷ نهج‌البلاغه لرزید از شنیدن بی‌حرمتی به یک زن غیرمسلمان و گفت: «اگر مردی از این خبر بمیرد، ملامت نیست؟». امروز ما مدعیان حکمرانی علوی را چه شده است که «از پاره‌شدن روح یک کودک مسلمان و شیعه؛ حتی پلک هم نزدیم چه رسد به مرگ!».ایلیا را فقط یک جنایتکار با سابقه و یا یک مریض جنسی نکشت! قاتلانش، بی‌مسئولیتی مسئولان بودند، سکوت نخبگان، رخوت روحانیت، بی‌تفاوتی رسانه‌ها و عادت همگان به شنیدن خبرهای سیاه. شاید قاتل ظاهری این صحنه تراژیک؛ آن جانی و مریض جنسی بوده باشد. اما در واقع قاتل حقیقی؛ ساختاری است که ریشه‌اش در بی‌اعتنایی به روان، فرهنگ، اقتصاد و امید مردم فرو رفته است.ایلیا و کودکان آزار دیده دیگر، در گورستان­ ها نخوابیده ­اند؛ آنها هر روز در کوچه‌های این شهر، در چشمان هر کودکی که با ترس به خانه برمی‌گردد، زنده هستند. تا زمانی که ما خاک این سرزمین را برای روییدن امنیت و انسانیت آماده نکنیم، فصل بعدی این تراژدی دیر یا زود نوشته خواهد شد… و باز همه می‌پرسیم: «ایلیا را که کُشت؟» سکوت را بشکن… قبل از آنکه تاریخ بنویسد:«این مردمان، علی (ع) را می‌خواندند؛ اما از خون فرشتگان سرزمینشان گذشتند!».یادداشت را با نام ایلیا و همه‌ی کودکان قربانی کودک‌آزاری به پایان می‌بریم. باشد که وجدان‌های خفته را بیدار نماید.

توسط Mohammad alipour

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *